پیوند ها
↓↓لینک دانلود و خرید پایین توضیحات ↓↓
فرمت فایل: word
(قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحات:5
قسمتی از متن فایل دانلودی:
بررسي علل افت تحصيلي:
ترک هاي انبوه درپيکره اهداف آموزش و پرورش ....
بررسي دليل شکست دانش آموزان درتحصيل به مطالعه دقيق احتياج دارد، تنبلي يا بي ميلي را نمي توان تنها دليل عقبافتادگي تحصيلي دانست. گاهي علت شکست دانش آموزان را بايد در خانواده، گاه در مدرسهو معلم و گاه در جامعه و نظام آموزشي و وضعيت اقتصادي جستجوکرد.
مدرسه درمياننهادهاي تعليم و تربيت جامعه جايگاه ويژه اي دارد. درواقع مدرسه بعد از خانوادهمهمترين عامل در پرورش افراد است. در حدود سن هفت سالگي تربيت افراد در مدرسه آغازمي شود و تا دوران جواني ادامه دارد. در اين مدت دانش آموزان در جنبه هاي مختلفجسماني، عقلاني، اخلاقي، هنري و غيره پرورش پيدا مي کنند.مدرسه کانوني است که در آندانش آموز در معرض تجربيات جديد قرار مي گيرد و وجود همکلاسي ها، شرايط و روابطتازه، عرصه اي را براي کسب مهارت هاي اجتماعي فراهم مي کند، درنهايت آموزش رسمي،فرد را براي يادگيري ميراث فرهنگي جامعه در قابل تعليمات مدرسه اي آماده ميسازد.
اودلوممعتقد است که نظام آموزشي امروز براي نيازهاي مختلف دانش آموزان در مراحل مختلف رشدو باتوجه به تفاوت هاي فردي آنان کافي نيست، نظام آموزشي چنين است که به دانش آموزهرچه گفته مي شود، بايد انجام دهد و اگر از قبول آن سرباز زند به نوعي تنبيه وزندگي براي او تلخ مي شود. اگر مطالب آموختني براي دانش آموزان جالب نباشد به طرفآن نمي روند. جالب توجه بودن براي روان ما شبيه اشتهاي به غذا براي جسم است. همانطور که جسم غذاي ناخوشايند را رد مي کند، فکر ما نيز غذاي نامطبوع را رد مي کند.
موفقيت يک نظام آموزشي مستلزم وجود ۵رکناست:
۱- برنامه تحصيلي مناسب
۲- معلمان کافي و باصلاحيت
۳-کتاب ها و وسائل درسي مناسب
۴-آموزشگاه هاي مطابق با وضعيت جغرافيايي و با کيفيتمناسب
۵-سازمان اداري مطابق با مقتضيات اجتماعي، اقتصادي و جغرافيايي کشور.
چنان چه برنامه بامرحله سني کودک مناسب نباشد يا محتواي زياد و غيرضروري را شامل شود و کتاب ها ازنظرمحتوا کهنه يا تکراري باشد و توزيع آموزشگاه ها در سطح کشور درست صورت نگيرد يا شرطديگري تحقق نپذيرد به مشکلات تحصيلي و درنتيجه افت آن مي انجامد و سرمايه انساني،اقتصادي زيادي تلف مي شود و طبعاً جبران اتلاف نيروي انساني امکان پذير نيست و چهبسا نيروهاي فکري درجهت درست و مناسب خود رشد نکنند.
يکي از مسائل و مشکلاتاساسي نظام آموزشي هرکشوري مسئله افت تحصيلي است (منظور از افت تحصيلي کاهش عملکردتحصيلي دانش آموز از سطح رضايت بخش به سطحي نامطلوب است).
عوامل مهم در افت تحصيلي دانشآموزان عبارتند از:
۱)عوامل فردي:
بدون شک يکي از عواملمهم در افت تحصيلي کمبود هوش و توانائي هاي ذهني است، مطالعات نشان داده است کهدرصد بسيار اندکي (۱۰%) از موارد افت تحصيلي به علت ناتواني ذهني فرداست.
براييادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط، توجه به آن مطلب است. بديهي است کهاگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد، ولي به مطلب يا موضوعي توجه نکند، نميتواند آن را فراگيرد. علت افت و شکست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از عدم توجهبه معلم و مواد تدريس شده و نيز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکاليف درسياست.
عاملفردي ديگر انگيزه است که موجب هدايت رفتار فرد به سوي نوعي هدف مطلوب مي شود. انگيزه در واقع موتور حرکت هر فردي است. محققان يکي از دلايل افت تحصيلي را نداشتنانگيزه پيشرفت مي دانند. براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان بايد تلاش نمود تا فرداحساس نياز کند. وقتي دانش آموزان در اثر شکست در درسي تازه نسبت به آن نگرشي منفيپيدا مي کنند، بايد به او کمک کرد تا در درس تازه موفقيت کسب کند. در نتيجه بهتصويري مثبت تر به توانايي خود در مورد يادگيري مطلب درسي دست يابد، زيرا يادگيريهمراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود و بايد شرايطي را فراهم کرد که دانشآموز موفقيت خود را احساس مي کند. افرادي که داراي انگيزه پيشرفت بالا هستند بهتکاليفي روي مي آورند که درجه دشواري آن در حد متوسط باشد و از تکاليف خيلي آسان ياخيلي دشوار پرهيز مي کنند و برعکس افرادي با انگيزه پايين به سوي تکاليف نيمه دشوارروي مي آورند که بتوانند از دشواري آنها به عنوان بهانه اي براي عدم موفقيت استفادهکنند.
نارسايي هاي جسمي يکي ديگر از عوامل افت تحصيلي فردياست. دانش آموزاني که داراي بنيه اي ضعيف هستند و از سلامت عمومي کامل برخوردارنيستند، نمي توانند به اندازه کافي کوشش و فعاليت داشته باشند. اين دسته به خاطردارا بودن استعداد ابتلاء به انواع بيماري ها از پيشرفت درسي باز مي مانند. وجودضعف در بينايي، ناراحتي هاي مربوط به ضعف عصبي و مشکلات ارتباطي از جمله اين مواردمي باشد.
علل خانوادگيشايد بتوان گفت مهمترينعامل مؤثر در شکل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل، خانواده است، که با مساعدکردن محيط خانواده مي توانند باعث پيشرفت فرزندان خود گردند.
يکي از مهمترين عواملافت تحصيلي دانش آموزان فقر مالي خانواده است که مي تواند به طور غيرمستقيم برپيشرفت تحصيلي مؤثر باشد. محروم ماندن از غذاي سالم و کافي و نداشتن استراحت لازمموجب عقب ماندگي درسي مي شود. فقر فرهنگي و بيسوادي يا کم سوادي والدين، فقدان والديا والدين، مشاجره و ناسازگاري ميان والدين و نحوه برخورد و ارتباط دانش آموز بابرادران و خواهران از مهمترين علل خانوادگي در افت تحصيلي دانش آموزاناست.
علل آموزشي و مدرس:
گاهي علتافت تحصيلي و يا شکست درسي دانش آموزان را بايد در مدرسه جستجو کرد. شيوه تدريسمعلم، برنامه درسي مدرسه که درست طراحي نشده مثلا دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم يادر ساعاتي گذاشته اند که عموماً دانش آموزان خسته هستند. پيشداوري هاي معلم، شرايطفيزيکي کلاس، تعويض معلمان به طور مکرر در طول سال تحصيلي و ارزيابي هاي نادرستمعلمان از عملکرد دانش آموزان، کنترل نامناسب کلاس و فقدان وسايل کمک آموزشي ازديگر علل در افت تحصيلي دانش آموزان هستند. از ميان عوامل فوق معلم اهميت بسياريدارد. (معلمان شايسته داراي صفاتي چون سلامتي جسماني و رواني، مهربان بودن، باثباتبودن و منطقي بودن، صبور و بردبار بودن و... هستند.)
عواملي مانند عدم تناسبنيازها و علايق دانش آموزان با محتواي کتب درسي و عدم هماهنگي اهداف آموزشي بانيازها و علايق دانش آموزان از عوامل افت تحصيلي مي باشد. اگر محتوا و روش و فنونآموزش و پرورش واقعاً با نيازها و رغبت ها و مسائل و مشکلات دانش آموزان تناسبداشته باشد، باعث مي شود که آنها در تحصيل بهتر کوشش کنند و تحصيلات خود را بهپايان برسانند و در نتيجه از ميزان ترک تحصيل کاسته شود.
هدف عمده در مدرسه پيشبردن يادگيري دانش آموزان است. تمام فعاليت هاي مدرسه بايد متوجه همين هدف باشد،زيرا مقدار و نوع يادگيري دانش آموزان است که ميزان فعاليت هاي مدرسه را روشن ميکند. هرگاه دانش آموز مطلبي را ياد بگيرد و اين امر موجب تغيير رفتار وي خواهد شد وبه عبارت ديگر تجارب يادگيري موفقيت آميز موجب تغييراتي در رفتار دانش آموز مي شود. به وسيله ارزيابي و امتحان است که معلم مي تواند اثر کوشش هاي خود را بفهمد و يابداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسيدن به هدف هاي مورد نظر کمککند و خود نيز تا چه حد موفق بوده است. چنان چه امتحان به جاي اين که يک وسيلهباشد، يک هدف اصلي به شمار آيد، بر کل فرآيند آموزشي اثرات سوء مي گذارد و هدف هايحقيقي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد، در چنين حالتي امتحان بر چگونگي تدريسو يادگيري تأثير گذاشته و دانش آموزان فقط براي کسب نمره و قبول شدن در امتحانفعاليت مي کنند.
دانش آموزان براي دريافت نمره به حفظ کردن مطالب ميپردازند و در نتيجه قدرت تفکر و استدلال و نوآوري فراگيران ضعيف مي گردد و موجبخستگي آنها از درس و معلم مي شود.
*** متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است ***
برچسب های مهم